فضای سبز


+ ادامه زندگی درخت کاج سی ساله..........

سلام!

آبان ماه داره تموم میشه و دوستان خزان کننده من(درخت کاج سی ساله) روز به روز عریان تر میشوند و برگهای خود را به سمت زمین میریزند و سطح زمین از رنگ زرد درختان زیبایی فصل پاییز را به خود میگیرد.این خزان برای خانواده ما کاجها به این شکل و شمایل وجود ندارد ولی ما هم نیاز به "سوزن کشی" داریم:

امروز داشتم با باغبون زحمتکش محوطه ورودی شهرداری صحبت میکردم که با وزش بادی ملایم و ریزش دوباره برگ درختان محوطه ناله اش بلند شد که ای وای!باز هم کارم در اومد و باید برگها رو جمع کنم.از فرصت استفاده کردم و بهش گفتم از ما درختان کاج غافل نشی که گفت:شما که خزون ندارید و "همیشه سبز" هستید.

گفتم:درسته که ما همیشه سبزیم ولی یکی از کارهای لازم که در مورد ما درختان کاج باید انجام بشه "سوزن کشی".برگ درختان کاج سوزنی شکل است و به مرور زمان با سبز شدن برگهای جدید برگهای قدیمی خشک شده و میریزند و گاه بدلیل تیپ و شکل خاص درخت در لابلای شاخه ها باقی میمونند.با کمک یک شن کش میتوان این برگهای خشک را از لابلای درختان کاج به بیرون کشید.باید مواظب باشیم که این برگهای سوزنی خشک به راحتی با کوچکترین جرقه آتش شعله ور میشوند و چه بسا آتش سوزیهای بزرگی که از سوختن مقدار کمی از این برگهای خشک ایجاد شده است.

طبیعت برگهای سبز درختان کاج به شکلیست که چرب و روغنی میباشند و به راحتی آتش میگیرند.

از طرف دیگر برگهای درخت کاج با ریزش در زیر درخت و مخلوط شدن با خاک زیر بستر کاشت شرایط محیطی خاک را اسیدی میکنند و PH خاک را کاهش میدهند بطوریکه غالبا در این محیط و بستر کمتر گیاهی قادر به رشد و نمو میباشد به همین دلیل است که در زیر درختان کاج معمولا گل وگیاهی دیده نمیشود.این خاصیت را"آللوپاتی" میگویند که در بعضی درختان مثمر مانند گردو هم وجود دارد.

این حرفها رو داشتم برای باغبون محوطه میگفتم ولی غافل بودم که شهردار محترم هم موقع ورود به محوطه آروم ایستاده و به حرفهای من گوش میده.سلام و احوال پرسی کردیم ومن به صحبتهام ادامه دادم:

ریزش برگ درختان در فصل پاییز جمع آوری آنها را به دنبال دارد و عمدتا کارگران برگها را به محل زباله میبرند و همراه سایر زباله ها به چاله زباله منتقل میشوند  ولی در چند سال اخیر از این برگها استفاده میشود به این شکل که با حفر یک گودال به عرض و عمق یک متر و طول مناسب با فضایی که در اختیار داریم  برگها را در زیر خاک مدفون میکنند که حاصل کار پس از چند ماه پوسیدگی "خاکبرگ" خواهد بود.

آبیاری و وجود رطوبت به پوسیدگی این برگها کمک میکند ولی به جز ابتدای کار معمولا بارندگی برف و باران در این فصل به پوسیدن برگها و تامین رطوبت لازم کمک میکند.

در شرایط اصولی و علمی به این مجموعه برگها مقداری کود وماسه هم اضافه میشود تا ترکیب حاصل شده غنی تر باشد.پس از چند ماه حداکثر یک سال این برگها به صورت کامل پوسیده میشود و خاکبرگ حاصل قابل استفاده است که عموما مناسب برای گیاهان و گلهای زینتی میباشد و خود منبع درآمدی برای فضای سبز است.....

در مجموعه فضای سبز شهرداری ضایعات زیادی مانند برگ درختان و سر برگ چمن های هرس شده داریم که میتوان با ایجاد یک فضای مناسب برای تمام این ضایعات از آنها استفاده نمود و از حجم زباله کاسته شود......

شهردار دستی بر تنه من زد و مقداری از برگهای خشک مرا را بیرون کشید و روی برگهای زردی که باغبون جمع کرده بود ریخت وبا لبخندی از ما دور شد.....

 

نویسنده : محسن باریکرسفی ; ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۸ آبان ،۱۳۸۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ ادامه زندگی درخت کاج سی ساله.........

                      "در اندرون من خسته دل ندانم چیست"

                     "که من خموشم و او در فغان و در غوغاست"

دوستان سلام!

من درخت کاج سی ساله محوطه ورودی شهرداری مدتی دوباره از شما دور بودم.

دوری من فقط به خاطر مشکلات و گرفتاریهای زیادی بود که برام پیش اومده و کماکان ادامه داره ولی سعی دارم با ادامه دادن نوشتن ذهنم رو مشغول به شما عزیزان کنم.

الان اواخر آبانماهه و یک ماه دیگه از فصل زیبای پاییز باقی مونده.زمستون در راهه و کارهای فضای سبز و باغبون محل زندگی ما هم کم شده بطوریکه بعضی وقتها اونو از محوطه بیرون میبرن و جای دیگه در سطح شهر کار میکنه.

شاید ذهنیت بیشتر آدمها این باشه که کار فضای سبز بیشتر آبیاری درختان در سطح شهر و پارکها و آبیاری گل وچمن باشه که در فصل بهار و تابستان ادامه داره و با شروع پاییز و زمستان عملا کار تموم میشه.این ذهنیت غلط شاید در سالهای گذشته و در سیستم سنتی فضای سبز وجود داشته ولی امروزه نگاه به فضای سبز نگاهی علمی و به روز میباشد.

در تقسیم یک سال در فضای سبز شروع فصل اول پاییز است شاید این از تشابهات فضای سبز با کشاورزی باشد.شروع کار در پاییز به جای اول بهار این امتیاز را دارد که در فصل پاییز و زمستان شرایط آب و هوایی مساعد است و بارندگی برف و باران تنش آبیاری و مشکلات آن در فصل گرما را ندارد و دستاندرکاران فضای سبز به کارهای دیگه میپردازن.

شاید مدیریت زمان در فضای سبز بهره وری صحیح و استفاده بهینه از این دوره فصلی(پاییز و زمستان) باشد چرا که در این دو فصل مقدمات و نیازهای دوره بهار و تابستان انجام میشود.

به عنوان مثال یکی از مشکلات اصلی در فضای سبز بحث آب و آبیاری و چاههای آب و سیستم لوله کشی سطح فضای سبز است که فصل پاییز و زمستان بهترین زمان برای اصلاح این سیستم و یا تکمیل آن میباشد به جز شرایط آب و هوایی سخت با بارندگی شدید برف و باران و سرما بقیه زمان در این دو فصل قابل استفاده بهینه میباشد.

کود و خاک مناسب از نیازهای اساسی کار در فضای سبز شهریست که جمع آوری و ذخیره و اصلاح آن در این دو فصل نیاز ما را در فصول بهار و تابستان برآورده میسازد.

شاید انجام امور لازم برای درختان و درختچه ها و چمن و گلها در فصل پاییز ما را از پرداخت بسیاری از هزینه های اضافی در بهار و تابستان معاف بدارد.شخم زدن و پابیل کردن پای بستر درختان از کارهای ضروری و لازم است و یا آبیاری به شکل یخ آب در زمستان برای جلوگیری از یخ زدن ریشه ها.....

گذشته از این کار کاشت و احداث فضای سبز جدید غالبا در این دو فصل انجام میشود.

اینها صحبتها و درد دلهای امروزم بود که در بدو ورود شهردار پس از سلام و احوال پرسی براش گفتم.امیدوارم دیگه شاهد غیبت درخت کاج سی ساله نباشید......

 

نویسنده : محسن باریکرسفی ; ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٧ آبان ،۱۳۸۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ ادامه زندگینامه درخت کاج سی ساله..............

                                      "به نام خالق یاس و اقاقی"

سلام!

امروز خودمو آماده میکردم تا در مورد تقسیم بندی نواحی با شهردار صحبت کنم که با دو نفر کارگر نقاش- که سطل رنگ در دست داشتند و در محوطه ورودی شهرداری در گوشه ای دور از چشم همه لباسهای خود را عوض میکردند و لباس کار میپوشیدند- برخورد کردم.من (درخت کاج سی ساله) از بالای شاخه های سبز خود اون دو نفر رو نگاه میکردم که به سمت آبنمای محوطه شهرداری رفتند و مشغول رنگ آمیزی آبنمای محوطه شدند.مدتی نگذشت که یکی از نقاش ها به سمت من اومد و دست رنگی خودش رو بر تنه من گذاشت و سلام و احول پرسی کرد.من هم از فرصت استفاده کردم و با جواب سلام ازش پرسیدم که چه عجب؟چطور سراغ رنگ کردن آبنمای ما افتادید؟

گفت:چند روزی هست که از طرف خدمات شهری شروع به رنگ آمیزی تمام آب نماهای داخل پارکها و میادین کرده ایم.هر روز صبح چند سطل جدید رنگ از ناحیه تحویل میگیریم و در طول مسیر راهمون با هر میدون و پارکی که برخورد میکنیم آبنماهای داخل اونها رو رنگ آمیزی میکنیم.معمولا دو یا سه نوع رنگ بیشتر نداریم و سفید و آبی و نارنجی استفاده میکنیم.......

زیاد صحبت نکرد و به کمک همکارش رفت و در نزدیکی ظهر رنگ آمیزی آبنما تموم شد.از اون بالا که نگاه به کارشون کردم جدولهای کنار خیابون- که یک در میون رنگ میشوند با دو رنگ سفید و آبی- در ذهنم تداعی شد.کنجکاو شدم تا ببینم وضعیت رنگ کردن بقیه آب نماها چطور بوده برای همین از چند تا از دوستام که در پارکها و میادین سطح شهر شهر بودند مثل درخت "اقاقیا" و "زبان گنجشک" خبر گرفتم.....

"زبان گنجشک" وقتی دید من سراغ اوضاع و احوال رنگ کردن آبنمای پارک محل زندگیش رو میگیرم خنده ای کرد و گفت اگه به پارک من سری بزنی میبینی که با رنگ شدن آبنمای پارک انگار وصله ناجوری بر جامه سبز پارک دوخته شده و اصلا این رنگ آمیزی با رنگ سبز درختان و سبزی پارک تناسبی نداره........

درخت "اقاقیا" در گوشه یکی از میادین شهر زندگی میکنه.وقتی صحبت از رنگ و آبنما شد گفت:از روزی که این دو نقاش زبر دست سراغ آبنمای میدان اومدن آبنمای بیچاره دیگه اون صفای قبلی رو نداره و معلومه که از این پیراهن نارنجی رنگی که بر تن او کرده اند خیلی ناراضیه و از اینکه هر روز صدها نفر اون رو با این شکل وشمایل جدید میبینن خجالت میکشه..........

با شنیدن این حرفها صبر کردم تا شهردار از راه برسه و عکس العمل او را با دیدن رنگ جدید آبنما ببینم.شهردار که تا ظهر در جلسه شورای شهر بود از راه رسید.ماشینش درست کنار آبنما ایستاد و او پیاده شد.تمام حرکات شهردار رو زیر نطر داشتم که با دیدن رنگ جدید آبنما به سمت کارگر نقاش رفت و پرسید چه کسی این نوع رنگ رو پیشنهاد داده؟مگه این حوض جدول کنار خیابونه که یک در میون سفید و آبی شده؟

شهردار وارد ساختمون نشد و از رانندش خواست تا مسوول ناحیه- که پیگیر کار رنگ آمیزی هست- را صدا کنند تا بیاد و توضیح بده.من از فرصت استفاده کردم و از وضعیت رنگ آمیزی در سرح شهر گفتم.شهردار که در این چند روز مسافرت بود و خبری از این وضع جدید نداشت با شنیدن این اخبار آشفته تر شد.من(درخت کاج سی ساله) تصمیم گرفتم برای اینکه او آروم بشه یه کم در مورد "رنگ" و نقش آن در فضای سبز شهری توضیح بدم:

                         *******************************

رنگ یکی از جالب ترین جنبه های دکوراسیون است. طراحان دکوراسیون امروزی تقریباً همه قوانین سابق در ارتباط با استفاده از رنگ های گوناگون و ترکیب آنها با یکدیگر را در هم شکسته اند و امروز هر رنگی را می توان در دکوراسیون به کار برد. دیگر مرزها و محدویت های گذشته در کاربرد رنگ ها در دکوراسیون رعایت نمی شوند و شاید به همین دلیل انتخاب مجموعه رنگی دلخواه برای دکوراسیون مشکل تر شده باشد. اما هنوز راه هایی برای تشخیص مجموعه رنگی مناسب برای هر مجموعه وجود دارد. امروزه بیش از هر چیز به سلیقه و روحیات افراد توجه می شود. هر یک از ما احتمالاً ایده هایی درباره رنگ های مورد علاقه خود داریم و انتخاب و سلیقه ما اغلب بهترین راهنما برای انتخاب مجموعه رنگی مناسب برای محل زندگی و یا پارک نزدیک خانه است. اگر به یک پارچه کنفی رنگ پریده، یک رومیزی بنفش پررنگ و یا لباس هایی به رنگ های زنده و درخشان تمایل دارید اینها می توانند راهنمای شما در انتخاب مجموعه رنگی مناسب برای منزلتان باشند. در قدم اول کلیه لوازمی که در منزل دارید و آنها را به خاطر رنگشان دوست می دارید در یک جا جمع کنید. این وسایل ممکن است عبارت باشند از یک روسری، یک سرویس بشقاب، صابون یا کارت تبریک و یا هر آنچه به واسطه رنگش مورد پسند شما است.در سطح شهر هم تمام المان های موجود رنگ مناسبی میطلبند.
رنگ هایی که شما می پسندید، ترکیب آنها با یکدیگر در یک مجموعه واحد ، و تأثیر نور موجود در فضا بر آنها عواملی هستند که نتیجه کار را تحت تأثیر قرار می دهند.
هنگامی که رنگ های مورد پسندتان را انتخاب کردید با استفاده از مداد رنگی، مداد شمعی، آبرنگ و یا هر وسیله رنگ آمیزی دیگری که در اختیار دارید آنها را در کنار هم بر روی یک قطعه کاغذ سفید آزمایش کنید. اندازه سطوح رنگی مختلف را تغییر دهید و به آنها کمی سفید برای روشن تر شدن اضافه کنید. به چرخه رنگ مراجعه کنید و با استفاده از آن رنگ مورد نظرتان را یافته در کنار آن امتحان کنید. به خاطر داشته باشید که رنگ های منتخب شما وقتی بر روی سطح دیوارهای اتاق اجرا شوند تاثیری بسیار قوی تر از نمای آنها بر روی یک قطعه کاغذ خواهند داشت. وقتی به یک ترکیب رنگی رضایت بخش رسیدید توجه داشته باشید که تأثیر نور موجود در محیط و شرایط منزل خود را نیز در نظر بگیرید . به عنوان مثال دیوارهای زرد درخشان برای یک خانه آفتاب گیر در منطقه ای با آب و هوای گرم و آفتابی ، بسیار زیبا به نظر می رسند؛ اما همین رنگ بر روی دیوارهای یک اتاق شمالی که از نور طبیعی کمی بهره مند است نازیبا و کسل کننده خواهد بود. در چنین اتاقی استفاده از رنگ زرد خردلی نتیجه ای بسیار مناسب تر خواهد داشت. نور چه از نوع طبیعی و چه مصنوعی باشد تأثیرات مختلفی بر رنگ خواهد داشت و آگاهی از این امر هنگام طراحی رنگ یک فضا ضروری است. دقت کنید که در چه زمانی از روز و به چه میزان نور طبیعی به هر یک از اتاق های شما می تابد و رنگ مورد نظرتان برای هر یک از اتاق ها را در نور همان اتاق بیازمایید.
انتخاب رنگِ مناسب برای پوشش دیوارها اولین قدم در طراحی رنگی برای دکوراسیون هر اتاق است ؛ اما شاید یافتن رنگ های متناسب با آن برای دیگر اجزای دکوراسیون کمی مشکل تر به نظر برسد. استفاده از چرخه رنگ، روشی مطمئن برای یافتن رنگ های متناسب با رنگ مورد نظر ماست. چرخه رنگ متشکل از دوازده رنگ است که سه رنگ قرمز، زرد و آبی در آن رنگ های اولیه و رنگ های میان آنها به عنوان رنگ های ثانویه شناخته می شوند. هر رنگ در این چرخه می تواند با رنگ های کناری خود که رنگ های هم خانواده اش محسوب می شوند و همچنین رنگ مقابلش که رنگ مکمل آن است به خوبی ترکیب شده نتیجه ای زیبا و موزون بیافریند. استفاده از رنگ های هم خانواده که در چرخه رنگ در کنار هم قرار گرفته و به اصطلاح همسایه هستند ترکیبی ملایم و هماهنگ را ایجاد می کند که نگاه بیننده را به راحتی از یکی به دیگری رهنمون می شود. استفاده از یک رنگ با میزان کمی از رنگ مکمل آن چنانچه به درستی و در اندازه های صحیح صورت گرفته باشد نتیجه ای درخشان و چشمگیر می آفریند و بر جذابیت مجموعه رنگی حاضر می افزاید و مانع غالب شدن کامل یک رنگ بر فضای اتاق می شود.
در این جا به برخی از اصطلاحات متداول طراحان دکوراسیون در ارتباط با رنگ اشاره می کنیم:
رنگ های آکسان: رنگ های تند و درخشانی که برای زنده کردن و انرژی بخشیدن به یک مجموعه رنگی به آن اضافه می شوند، مانند رنگ صورتی تند چند کوسن و یک جفت شمع در یک اتاق نشیمن که با خانواده رنگ کرم رنگ آمیزی شده است.
رنگ زمینه: رنگ زمینه رنگی است که در بزرگ ترین سطوح و به بیشترین میزان در یک فضا مورد استفاده قرار گرفته است مانند رنگ دیوارهای یک اتاق. رنگ زمینه ، اغلب به عنوان پس زمینه ای برای سایر رنگ های به کار رفته در اتاق مورد استفاده قرار می گیرد و سایر رنگ ها مانند رنگ های آکسان یا متضاد را در خود جای می دهد.
رنگ های متضاد: این رنگ ها در کنار هم تاثیری چشمگیر بر بیننده باقی می گذارند چنان که حتی پس از بستن چشم ها این تاثیر تا مدت کوتاهی در ذهن بیننده باقی می ماند.
رنگ های سرد: این رنگ ها حاوی مقدار زیادی رنگ آبی هستند، به عنوان مثال خاکستری هایی که شامل مقداری رنگ آبی باشند احساس سردی و سرما را در شما ایجاد می کنند در حالی که خاکستری حاوی قرمز یا بنفش قرمز حس گرما را در بیننده القا می کنند و ویژگی دیگری خواهند داشت.
رنگ های مکمل: این رنگ ها که در چرخه رنگ در برابر یکدیگر قرار دارند در کنار هم نمایی چشمگیر و متعادل می آفرینند. این رنگ ها هرگز از یک خانواده نیستند و حداکثر تفاوت را با یکدیگر دارند. به عنوان مثال می توان چند کوسن نارنجی تند را در زمینه ای از رنگ آبی نمونه بارزی از این ترکیب در نظر گرفت.
رنگ های غالب: رنگ غالب همیشه رنگی که در بزرگترین سطوح و به بیشترین میزان در مجموعه ای به کار رفته ، نیست بلکه رنگی است که بیش از بقیه رنگ ها نظر را به خود جلب می کند.
یک خانواده رنگی: شامل مجموعه ای از رنگ ها می شود که به نوعی با یکدیگر مرتبط هستند برای مثال خانواده آبی شامل مجموعه ای از رنگ های آبی است که از یک سو با آبی سبزها شروع می شود و از سوی دیگر به رنگ های آبی بنفش ختم می شود. خانواده قهوه ای از رنگ قهوه ای و قهوه ای خاکستری تا پرده های نارنجی و قرمز را شامل می شود.
رنگ های گرم: این رنگ ها محتوی مقدار قابل ملاحظه ای قرمز هستند. حتی برخی از آبی ها نیز ممکن است به واسطه وجود مقداری قرمز در آنها در این مجموعه جای بگیرند.
رنگ های هم پرده: اینها رنگ هایی هستند مانند رنگ زرد پررنگ و آبی پررنگ ، این رنگ ها لزوماً از یک خانواده نیستند بلکه هر دو دارای میزان مساوی از رنگ قرمز یا آبی هستند و هیچ یک بر دیگری غلبه نمی یابند.

                                  "به رنگ سبز:سبز بمانید."

نویسنده : محسن باریکرسفی ; ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٤ امرداد ،۱۳۸۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ ادامه زندگی درخت کاج سی ساله...........

سلام!

بنا بود در مورد تشکیل مناطق جدید شهرداری و به دنبال آن مناطق جدید فضای سبز و امتیازات و فواید آن بنویسم ولی امروز اتفاقی افتاد که بد نیست در مورد اون مطالبی بنویسم.ساعت 8 صبح بود و من (درخت کاج سی ساله) از شدت گرمی هوا در همان اوایل صبح مشغول نوشیدن آب بودم و با تمام توانی که داشتم آب رو به برگهای نوک شاخه هام میرسوندم که مدیر دبیرستان مجاور ساختمون شهرداری رو دیدم که با نامه ای در دستش از پله های ساختمون شهرداری پایین میاومد.

او مدیر فعالی بود که هر چند وقت یکبار به شهرداری سر میزد و برای بعضی خدمات از شهرداری کمک میگرفت.به سمت من اومد و بعد از احوال پرسی گفت که برای اصلاح فضای سبز مقابل دبیرستان قبلا نامه ای به شهردار نوشته و امروز برای تشکر و تغییر کوچکی در اینکار به شهرداری اومدم.پرسیدم چه تغییری؟گفت از شهردار خواستم تا به مسوول فضای سبز بگه درختچه های سروی که در باغچه ها کاشته شده حذف بشن و به جای اونها گل بکارن.منظورش "جونی پروس" یا همون "سرو خزنده" بود.........

شهردار هم دستور این کار رو داده بود و تلفنی سفارش کرده بود که این کار برای فضای مقابل دبیرستان- که بخشی از فضای اطراف یکی از میدانها بود- انجام بشه.

ساعاتی گذشت و در راه برگشت از دفتر فضای سبز از اقدام فوری مسوول فضای سبز و دستور او به کارشناس منطقه برای کندن "جونی پروس" ها و کاشتن نشائ "جعفری" به جای اونها خبر داد و خوشحال بود.

ابن اتفاق باعث شد تا منتظر دیدن شهردار بشم و با او در این مورد صحبت کنم.شهردار برای شرکت در جلسه معاونت خدمات شهری آماده میشد و از پله های ساختمون پایین اومد.مطابق معمول به سمت من(درخت کاج سی ساله) اومد و با اینکه وقت نداشت خوش و بشی با من کرد و من هم مختصر و مفید از ماجرای امروز گفتم:

                                        جناب شهردار!

برای داشتن فضای سبز پایدار توجه به هزینه ها و مدیریت صحیح و اصولی آن لازم و ضروری میباشد.برای احداث و یا اصلاح فضای سبز یک مجموعه از گیاهان مختلفی استفاده میشود که درختان-درختچه ها-چمن و گلهای دایمی و فصلی از این جمله اند.انتخاب هر کدام از این گونه ها و میزان استفاده از آنها در یک طرح با توجه به هزینه لازم برای آن و نقش و فایده آن انجام میشود.در سالهای اخیر شهرداریها و مسوولان ذیربط به این نتیجه رسیده اند که کاشت "چمن" باید محدود شود و به جای آن بیشتر از درختان استفاده شود.این امر در قالب بخشنامه در شهرداری تهران به شهرداران مناطق و مسوولین فضای سبز ابلاغ شده است.دلیل این امر هزینه بالای احداث چمنکاری و نگهداری چمن میباشد بعلاوه چمن کارکردهای زیست محیطی مانند تولید اکسیژن و نگهداری آب را ندارد و بخش زیادی از منابع آب را مصرف خود میکند.

نمونه دیگر کاشت گلهای فصلی میباشد.این گلها پس از چند ماه و شروع فصل جدید جمع آوری میشوند و بستر کار دوباره آماده سازی شده و گلهای فصلی تازه کاشته میشود.اینکار هزینه بالایی بر مجموعه احداث شده تحمیل میکند و از طرفی گلها دوام کوتاهی دارند لذا مسوولین و دستاندرکاران فضای سبز به جای گلهای فصلی از گونه های دایمی استفاده میکنند نمونه آن کاشت "جونی پروس" در باغچه مقابل دبیرستان است.این امر به معنی حذف کامل گلکاری یا چمنکاری نیست بلکه استفاده آنها در حد محدود و محاسبه هزینه ها و نتیجه ها میباشد.

آقای شهردار!

چرا در ایجاد و نگهداری فضای سبز شهری سلایق مختلف دخالت داده میشوند؟به یاد دارم در زمان یکی از شهرداران سابق شهردار وقت از مسوول فضای سبز میخواهد تا تمام درختان سرو خمره ای بلوار باهنر را جمع آوری کند.مسوول فضای سبز هم اطاعت میکند و از لابلای حرفهای شهردار میفهمد که آقای شهردار از این درخت خوشش نمیاد.!!!

معاون خدمات شهری در چند سال پیش از مسوول فضای سبز میخواهد که کاشت "خرزهره" در سطح شهر را متوقف و به جای آن گونه مناسب دیگری بکارد.مسوول بیچاره کار را متوقف میکند و برای انتخاب گونه ای مناسب دست به دامن مدیر ایستگاه درختان و درختچه های زینتی در کرج میشود و در وقت ناهار مدیر را ملاقات کرده و داستان را برایش تعریف میکند.مدیر ایستگاه از شنیدن این داستان بسیار ناراحت و ناهار آن روز به کامش زهر مار میشود.به مسوول فضای سبز میگوید در ایستگاه ما هزاران گونه گیاهی وجود دارد اما در کنار درب ورودی دفتر من چه دیدی؟!!!دو عدد گلدان بزرگ خرزهره در دو سمت درب ورودی.برو و به معاون عزیز بگو خیلی ها دوست دارن در خانه خود درخت موز و انبه و کیوی داشته باشند ولی" هر گونه و گیاهی مناسب آب و هوای خاص خود میباشد." 

بی شک تا زمانی که باور نداشته باشیم که فضای سبز کاری مهندسی و اجرا و نگهداری آن سلیقه ای نیست فضای سبز پایداری نخواهیم داشت .شاید یکی از دلایل عدم پایداری فضای سبز شهری همین دخالت سلایق گوناگون در آن است بطوریکه با آمدن شهردار جدید و به دنبال آن معاون و مشاور جدید سلیقه های جدید روی کار میایند و تمام زحمات گذشته را کنار گذاشته وحتی گاه آنها را قلع وقمع میکنند.

مسوولین و دستاندر کاران فضای سبز هم بی تقصیر نیستند چرا که در مقابل هر سلیقه ای کوتاه میایند -مخصوصا اگر مدیر بالاتر باشد -و حاضر نمیشنود از طرح و نظر خود دفاع کنند و با آموزش و فرهنگ سازی دیدگاه دیگران را تغییر دهند.

آقای شهردار!

من(درخت کاج سی ساله) خیلی راحت این انتقادها رو به زبون میارم و شاید یه کم احساسی برخورد میکنم و تمام جوانب کار رو در نظر نمیگیرم.............قطعا کسانی که در بطن کار هستند با مسایل زیادی مواجه میباشند.شهردار با حوصله تمام به حرفای من گوش داد و با عجله برای شرکت در جلسه حرکت کرد.

                                     "سبز ببینیم و سبز بگوییم"

نویسنده : محسن باریکرسفی ; ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۱ امرداد ،۱۳۸۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ ادامه زندگینامه درخت کاج 30 ساله........................

سلام!

امروز خبر ناخوشایندی از زبان نگهبان درب ورودی ساختمون شهرداری شنیدم.من(درخت کاج سی ساله واقع در محوطه ورودی شهرداری) نزدیک به اطاق نگهبان درب ورودی شهرداری زندگی میکنم و صبح زود که از خواب بیدار شدم نگهبان تلفنی با یکی از همکاراش صحبت میکرد که در لابلای حرفهاش خبر از تکمیل ساخت و ساز ساختمان جدید شهرداری واقع در بلوار باهنر میداد.این ساختمان جدید چند سالی هست که در حال تکمیل شدن است و بعضی سالها سرعت کار آن کند میشد و در زمان بعضی از شهرداران قوت میگرفت.

تا اونجایی که من شنیدم این ساختمون مجموعه کاملیه که در آن بخشهای مختلف شهرداری در کنار هم قرار دارن.این از امتیازات ساختمون جدیده چرا که نزدیکی بخشهای مختلف شهرداری مدیریت و اداره امور رو برای شهردار آسانتر میکنه و مردم ومراجعین هم شاید آسوده تر به کارهاشون برسن و برای گرفتن چند امضا سردرگم در شهر از این خیابان به آن خیابان نباشند......

با شنیدن این خبر با خودم گفتم با انتقال شهرداری به محل جدید معلوم نیست چه بلایی سر ما درختان محوطه ورودی بیاد شاید با خراب کردن ساختمون کهنه و قدیمی شهرداری تیغ تیز اره های درخت بری سراغ ما درختها بیاد و فاتحه ما خونده باشه!!!!برای همین در نوشتن زندگینامه و خاطرات سی ساله خودم مصمم تر شدم شاید روزی با خوندن این نوشته ها خاطره ما درختان سبز زنده بمونه.اینطوری احساس زنده موندن برای همیشه میکردم از کجا معلوم شاید چوب تنه من روزی در ساختن قفسه های کتابخونه یا میز و نیمکتی بکار بره که کسی در اون مشغول خوندن زندگینامه و خاطراتم باشه !!!! هر چند ارزش چوب من (درخت کاج) به پای ارزش چوب خیلی از درختان دیگه نمیرسه.

از طرف دیگه در این چند سال اخیر شهرداری به دو منطقه 1 و 2 تقسیم شده که هر کدام به شکل مجزا و مستقل فعالیت میکنند.این تقسیم به طور کامل در تمام بخشها انجام نشده مثلا در شهرسازی و درآمد این تفکیک انجام شده ولی در خدمات شهری و فضای سبز اداره امور همچنان یکپارچه و واحد است.

خبری که صبح شنیدم منو واداشت تا در مورد تشکیل شهرداری مناطق 1 و 2 و به دنبال آن ایجاد فضای سبز منطقه یک و دو و محاسن اینکاربنویسم:

با رشد و توسعه شهرها امکان اینکه خدمات شهری- شامل نظافت و جمع آوری زباله و توسعه و نگهداری فضای سبز- به خوبی وظایف خود را انجام دهند وجود ندارد و شهرداران تصمیم به ایجاد مناطق و تقسیم شهر حداقل به دو منطقه مجزا میکنند که اینکار مراحل اداری خود را از مسیر شورای شهر شروع میکند.این امر در شهرهای بزرگ مانند تهران انجام شده بطوریکه 20 منطقه جداگانه- که هر کدام شامل چند ناحیه میباشند-دارند.به همین منظور تصمیم گرفتم امروز در این مورد با شهردار صحبت کنم.بخت با من یار بود چرا که یکی از اعضای شورای شهر رو به همراه شهردار دیدم که از جلسه شورای شهر برمیگشتند.

وقتی که از ماشین پیاده شدند معلوم بود که شهردار سرحال و خوشحاله.دستی بر آب حوض آبنمای محوطه ورودی زد و به همراه عضو شورا به سمت من اومد.دستش رو همونطور که خیس بود بر تنه من(درخت کاج سی ساله) گذاشت.در اون هوای گرم احساس خنکی کردم و با تکون دادن برگهای سوزنی خودم به اونها سلام کردم.

شهردار سرش رو به طرف بالا آورد و در حالیکه نوک تاج منو نظاره میکرد گفت:این درخت کاج سی سالشه و خاطرات زیادی از فضای سبز شهرداری داره.از همون روزهای اول که شهرداری تاسیس شده نظاره گر کار شهرداران زیادی بوده و دلش برای فضای سبز شهر میتپه.هر روز باب یه صحبتی رو با من باز میکنه ولی امروز نمیدونم چی میخواد بگه....

شهردار و عضو شورای شهر زیر سایه من ایستادند و من شروع به صحبت کردم:اول از همه از اونها قول گرفتم که اگه ساختمون شهرداری عوض شد فکری به حال ما درختان محوطه شهرداری بکنن و مارو فراموش نکنن.

                                                           جناب شهردار!

در این شهر ساختمون های قدیمی زیادی وجود داره که از ابتدای کار صاحبان اونها تعدادی درخت در آنها کاشته اند.علاوه بر اون در این شهر قبلا مساحت خونه ها بالا بوده بطوریکه به شکل "خونه باغ" بودند. همچنین باغهای زیادی در شهر هست که با رشد و توسعه شهر الان در داخل فضای شهر جای گرفته اند و در این باغها علاوه بر درختان مثمر تعدادی درختان زینتی و غیر مثمر مانند کاج و سرو زندگی میکنن.  بعضی از این سروها هم سن و سال سروهای باغ فین هستند. من میخوام از این فرصت استفاده کنم و از شما بخوام در بحث شهرسازی و صدور پروانه های ساختمانی و تفکیک و تبدیل این ساختمانها و باغها از درختان آنها غافل نشوید.مگر نه این است که تمام تلاش و زحمات شما -با صرف هزینه های زیاد در فضای سبز شهری- داشتن درختان زیبا و پایدار است؟هر سال در روز درختکاری نهال های زیادی در شهر و اطراف آن میکارید و بین مردم توزیع نهال رایگان دارید. چه خوب است که با تصویب دستورالعمل های لازم در شورا بر حفظ درختان قدیمی تاکید شود.من درختانی با سن و سال سروهای باغ فین را پیشکسوتان فضای سبز میدانم.

عضو شورا از پیشنهاد من استقبال کرد و علاوه بر خودم به سایر دوستان من در سطح شهر امان نامه ای داد تا کسی متعرض به جان ما درختان نشود.خدایش عمر با عزت دهد. شهردار هم قول داد در یک طرح جدید از فضای سبز شهرداری بخواهد این درختان شناسایی و پلاک گذاری شوند و برای آنها شناسنامه صادر کند.بیش از این نتونستم وقت شهردار رو بگیرم چرا که دیدم مهمانی همراهش هست برای همین صحبتهای خودمو کوتاه کردم و بحث منطقه بندی فضای سبز رو گذاشتم برای روزی دیگه که شهردار رو تنها ببینم.

                                "سبز باشند و سبز تصمیم بگیرند."

 

نویسنده : محسن باریکرسفی ; ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٠ امرداد ،۱۳۸۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ ادامه زندگینامه درخت کاج 30 ساله.........

سلام!

ساعت حدود ده صبح بود که مسوول فضای سبز خسته و ناراحت از پله های ساختمون شهرداری پایین اومد و وارد محوطه ورودی شد .چشمش که به من افتاد به سمتم اومد و بر تنه من (درخت کاج سی ساله) تکیه زد.بدون سلام و احوال پرسی گفت که از من گله داره!!!!!!!!من هم قبل از هر چیز برگهای سوزنی خودم رو تکون دادم تا کمی هوای اطراف عوض بشه.صبر کردم تا کمی حالش به جا اومد و باب صحبت رو باز کردم.گفتم از من چه کوتاهی سر زده که شما رو ناراحت کرده؟

آهی کشید و در حالی که با برگه کاغذی که در دست داشت خودش رو باد میزد گفت که مطلب دیشب من رو درباره فضای سبز زیبای شهر پاریس خونده.خوشحال شدم که مسوول فضای سبز -که مهمترین شخص مرتبط با این موضوع بود- نوشته منو خونده ولی از چی ناراحت بود؟ نمیدونستم.

کاغذی رو که در دست داشت به من نشون داد.گفت این درخواست خرید 50 تا 60 کیسه کود شیمیایی برای کل فضای سبز شهره که وقتی پیش مسوول کارپردازی بردم تا خریداری کنه در جواب من میگه که هیچ مبلغی در صندوق پول خود نداره جز پنج هزار تومان ناقابل!!!!!!!!! حالا با این شرایط آیا سزاواره که صحبت از فضای سبز خوب و مطلوب بکنیم و فضای سبز شهرمون رو -با وجود تمام مشکلات پیش رو - با فضای سبز شهرها و کشورهای دیگه مقایسه کنیم؟

جواب قانع کننده ای برای صحبتهای مسوول فضای سبز نداشتم.حق با او بود. زمانی میتونیم انتظار بهترین شرایط رو داشته باشیم که حداقل امکانات لازم رو برای مجموعه مورد نظرمون فراهم کنیم.سکوت کردم و چون جوابی نداشتم مسوول فضای سبز بدون خداحافظی از من دور شد.

هوا گرمتر و گرمتر میشد.ساعاتی گذشت تا نزدیک غروب شد و شهردار از پله های ساختمان پایین اومد تا به سمت خونه بره.میدونستم که روز پرکاری رو پشت سر گذاشته ولی نتونستم حرفامو برای فردا بگذارم.شهردار هم از دیدن چهره غمگین من متوجه موضوع شد و علی رغم خستگی به طرف من اومد و در حالی که دستش رو بر تنه من(درخت کاج سی ساله) گذاشت به صحبتها و درد دلهای من گوش داد:

از اتفاق امروز و گلایه مسوول فضای سبز و نامه ای که در دست داشت و تنها به درد باد زدنش خورده بود گفتم.از ناراحتی او به جهت مقایسه فضای سبز شهر با شهرهای دیگر بدون در نظر گرفتن شرایط و مشکلات پیش رو گفتم.....

جناب شهردار!

برای داشتن یک فضای سبز خوب و دلپسند در شهر توجه به چند نکته مهم ضروری میباشد:اولا در فضای سبز با موجود زنده سروکار داریم و نمیتوان به درختان و گلها و گیاهان گفت که بودجه نداریم و باید صبر کنند!!!!!ثانیا برای هر چیز باید بهای آنرا پرداخت کرد و قطعا فضای سبز هم هزینه لازم را نیاز دارد اما آنچه از همه مهمتر به نظر میاید همان بحث و صحبتهای همیشگی میباشد یعنی "مدیریت صحیح صرف کردن هزینه ها"

سالیانه بودجه مشخصی از طرف شهرداری به مجموعه فضای سبز اختصاص مییابد.اگر این میزان بودجه را معادل X بدانیم این میزان بودجه به اجزای کوچکی تقسیم میشود.در فضای سبز دو مقوله "توسعه و ایجاد " و "نگهداری" فضای سبز را داریم و هر کدام از این دو مقوله بودجه مشخصی برای خود نیاز دارد. کدامیک از این دو مورد مهمتر از آن یکی میباشد و در نتیجه میزان بودجه بیشتری از مجموع X بودجه را به خود اختصاص میدهد؟

هر قدر در توسعه و ایجاد فضای سبز جدید مانند احداث یک پارک هزینه جامع و لازم صرف شود کار ما در نگهداری این پارک آسانتر است.به عبارت دیگر اگر در ایجاد پارکی جدید از میزان هزینه لازم کم کنیم به ناچار در آینده در هنگام نگهداری از این پارک باید تا چند برابر آن هزینه را صرف کنیم.

پس در توسعه و نگهداری فضای سبز میزان هزینه های لازم مشخص است که با محاسبات دقیق و اصولی مشخص میشوند ولی آنچه مهم بود "مدیریت صحیح" در صرف کردن این بودجه بود.مدیریت فضای سبز باید توجه داشته باشد که فضای سبز شهری تقریبا درآمد زایی خاصی برای خود و شهرداری ندارد و بیشتر هزینه بر میباشد پس باید در مصرف این هزینه نهایت دقت صورت گیرد.

در نوشته های گذشته_که مسوول فضای سبز را کمی ناراحت کرده بود_ به احداث پارکی به عنوان پارک بزرگ شهر اشاره کردم.اگر مجموع هزینه ای که صرف احداث این پارک شد را بر روی کاغذ بیاوریم مشاهده میکنیم که "مدیریت هزینه ها" در این پارک رعایت نشده است چرا که با این میزان هزینه میتوانستیم تمام خیابان های شهر را از نو آسفالت کنیم یا فضای سبز تمام پارکهای سطح شهر و ریفوژ ها و جویهای کنار خیابان را بهسازی کنیم!!!!!! این ادعای دوست قدیمی من درخت "نارون" بود  که در این پارک زندگی میکنه.

اگر مجموع هزینه ای که در طول یک سال صرف نگهداری جنگلکاری پیرامون شهر کرده ایم و وضعیت این جنگل دست کاشت را از نزدیک مشاهده کنیم و این اعداد و ارقام را بر روی کاغذ بیاوریم به این نتیجه میرسیم که "مدیریت صحیح هزینه ها" رعایت نشده است.درخت اقاقیا که از دوستان من(درخت کاج سی ساله) در محدوده جنگلکاری میباشد میگفت که با این میزان هزینه که در حلقوم پیمانکار جنگلکاری ریخته شده است میتوانستیم تمام فضای سبز شهر را بهسازی کنیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

هزینه ای که در طول یک سال به تانکرهای آبرسانی اختصاص مییابد -با توجه به این نکته که آبیاری با تانکر برای درختان سود چندانی ندارد-معادل هزینه لازم برای تکمیل و تجهیز تمام فضای سبز شهر به سیستم های نوین آبیاری مانند سیستم قطره ای میباشد.این ادعا را از زبان دوست دیگرم درخت زیتون تلخ شنیدم که همانند اسم خودش برای من بسیار تلخ بود.

آری! جناب شهردار!

بد بودن شرایط آب وهوایی و کمبود امکانات لازم همیشه بر زبان مسوولین و دستاندرکاران فضای سبز میباشد ولی دور از انصاف است که "مدیریت صحیح هزینه ها" کمتر مورد توجه قرار دارد.

شهردار که در طول صحبتهای من ساکت و آرام بود چند خطی بر روی کاغذ یادداشت کرد.مطمئن بودم که در راه خانه با مشاهده فضای سبز شهر و پارکها و میادین مسیر راهش به حرفهای من فکر خواهد کرد.

                                     "سبز باشد و سبز بیندیشد."

نویسنده : محسن باریکرسفی ; ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٩ امرداد ،۱۳۸۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ ادامه زندگینامه درخت کاج 30 ساله..........

دوستان سلام!

من همون درخت کاج سی ساله محوطه ورودی شهرداریم و شما دارید خاطرات زندگی منو میخونید.جند روزی بود که شهردار رو ندیده بودم.از نگهبان درب ورودی که پرسیدم گفت رفته پاریس و امروز برمیگرده.کنجکاو شدم تا از شهردار در مورد سفرش به شهر پاریس بپرسم.بالاخره شهردار از راه رسید.انگار او هم از اینکه چند روزی درخت کاج ورودی ساختمون محل کارشو ندیده بود دلتنگ بود.جلو اومد و دستش رو بر تنه من گذاشت.گفت میدونم که میخوای از سفرم بدونی و اینکه این چند روز رو چطور گذروندم.من هم از دلتنگ شدن خودم برای او گفتم و منتظر شنیدن حرفای او شدم:

چند روز پیش دعوتی از شهرداران بعضی شهرها برای بازدید از شهر فرانسه شده بود ومن هم در میان این جمع بودم.شهرداران و معاونان و مسوولین فضای سبز آنها هم بودند.سفر ما با بازدید از شهر شروع شد.شهرسازی زیبای فرانسه و معماری جدید واز همه مهمتر فضای سبز این شهر که منو به یاد درخت کاج محوطه ورودی ساختمون محل کارم انداخت.

از همون جا تصمیم گرفتم تا داستان فضای سبز این کشور رو برای تو(درخت کاج) تعریف کنم.به محض ورود به شهر گفتم عجب فضای سبز خوبی دارن!دوستی در کنارم بود و با شنیدن این جمله از زبون من پرسید:راستی فضای سبز خوب چه فضای سبزیه؟آیا فضای سبز شهر و کشور ما خوبه یا بد؟این جمله شاید بارها وبارها بر سر زبان ما افتاده باشه که با دیدن یک مجموعه یا ورود به یک شهر از فضای سبز آن تعریف میکنیم و میگیم عجب فضای سبز خوبی دارن!!

شهر پاریس زمانی به شهر گل آلود معروف بوده و با همت و درایت یک شهردار تبدیل به عروس شهرهای جهان میشه.در بازدید از شهر چند پارک معروف را مشاهده کردیم و زیبایی خاص آنها منو حیرت زده کرده بود.باب صحبت رو با مسوول فضای سبز یکی از پارکها باز کردم و پرسیدم شما چه جادویی انجام میدید یا چه وردی میخونید تا به این فضای سبز زیبا میرسید؟!!!!!

خندید و شروع به صحبت کرد:برای فضای سبز این شهر یک بودجه سالیانه مشخصی تعیین شده که قطعا در تمام دنیا برای هر مجموعه ای مشابه این هزینه انجام میشه اما تفاوت کار در چگونه صرف کردن این هزینه میباشد.تصور کنید با این میزان بودجه میخواهید شروع به ساختن یک پارک کنید.آنچه مهم است توجه به اصل "مصرف درست هزینه ها" میباشد.ما برای ساخت هر پارک اهدافی داریم لذا در مرحله اول به رعایت سادگی در کار توجه داریم.از شرایط طبیعی موجود استفاده میکنیم و دنبال پیچیده کردن پروژه نیستیم.

من صحبتهای اون رو قطع کردم و گفتم متاسفانه ما در اجرای یک پارک از همون ابتدا به دنبال صرف هزینه های زیادی در بخش عمرانی پارکهستیم.انواع مصالح ساختمونی رو بکار میگیریم و در نهایت هم آنچه میبینیم غالبیت این مصالح مصنوعی بر گیاهان و گلها و درختان است.....

دوست فرانسوی ما هم تایید کرد و با اشاره به باغهای زیبای ایرانی که در گذشته ساخته شده رعایت اصول مهندسی در آنها و سادگی طرح آنها را گوشزد کرد.برای داشتن یک فضای سبز خوب باید به اصول و راهکارهای مهندسی فضای سبز توجه کرد.رعایت سادگی-استفاده از آیتم های طبیعی-الگو گرفتن از طبیعت و در نهایت غالبیت گیاهان و بخش زنده مجموعه بر مصالح مصنوعی...........

صحبتهای خیلی ساده ولی مهمی بود.یادمه چند سال پیش پارکی به عنوان پارک بزرگ شهر ساخته شد که مشاور شهردار وقت طراحی و اجرای آن را رهبری میکرد.تپه بسیار زیبایی در بیرون شهر انتخاب شده بود.زمانی که بر بالای تپه میایستیم سقف آسمان به ما نزدیک است.کوههای سر به فلک کشیده خودنمایی میکنند و تمام شهر زیر پای شماست.در شب روشنایی زیبای شهر تصویر بسیار دل انگیزی دارد اما متاسفانه آنچه در ابتدای کار شاهد بودیم کار کردن شبانه روزی یک دستگاه بولدوزر و لودر و کامیون های زیاد برای صاف کردن شیب زیبای تپه بود.ماهها وقت صرف شد و تصور نمیشد که این همه هزینه که مبلغ آن به میلیارد رسید صرف صاف کردن شیب طبیعی تپه شود....

آنچه در نهایت حاصل شد چیزی نبود که با مشاهده آن بگوییم عجب فضای سبز خوبی!!!!اشکال کار در رعایت نکردن همان اصول ساده و ابتدایی بود که دوستمان برای ما عنوان کرد.از شیب طبیعی و زیبای تپه به همان شکل خود میتوانستیم استفاده کنیم و دستکاری در آنرا در حد ضرورت و نیاز برای راههای دسترسی انجام دهیم.میشد آسمان و کوهها و روشنایی زیبای شهر در شب را از عناصر طبیعی پارک به حساب آورد و به جای بکارگیری انواع مصالح مصنوعی در پارک و غلبه آنها از گیاهان و درختان و گلها استفاده بهینه کرد.

شنیدن این حرف ها برای من- که درختی سی ساله بودم -هم جالب بود و هم تلخ.در طول این سی سال کارهای زیادی از طرف مسوولین و دستاندرکاران فضای سبز شده بود ولی به راستی آیا ما فضای سبز خوبی داریم؟

شهردار آهی کشید و در حالی که به سمت دفتر کارش میرفت حرفهایی بر لب زمزمه میکرد.......

                                  "سبز خوب باشید و خوب سبز بیندیشید."

نویسنده : محسن باریکرسفی ; ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۸ امرداد ،۱۳۸۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ ادامه زندگینامه درخت کاج سی ساله...........

دوستان سلام!

امیدوارم از خوندن زندگینامه و تجربه های یک درخت کاج با 30 سال سن خسته نشده باشید.امروز صبح که از خواب بیدار شدم خانم جوانی که کیف مشکی رنگی در دست داشت توجه منو به خودش جلب کرد.به نظر نمیومد از کارمندای شهرداری باشه وقتی که از نگهبان درب ورودی شهرداری آدرس دفتر فضای سبز رو پرسید به فال نیک گرفتم و کنجکاو شدم گفتم شاید برای من که درخت کاجی بیش نیستم بیفایده نباشه باهاش آشنا بشم.

بعد از گرفتن آدرس دفتر فضای سبز داشت به طرف بیرون از محوطه میرفت که با ریختن چندتا از برگهای سوزنی و خشک شده خودم توجهش رو به خودم جلب کردم.سرش رو بالا آورد و نگاهی به قد و قامت من کرد گفت عجب کاج بزرگی!

سلام کردم و گفتم من سی ساله که اینجا توی محوطه ورودی شهرداری زندگی میکنم دیدم سراغ دفتر فضای سبز رو از نگهبان گرفتی خواستم باهات گپی زده باشم و زیر سایه خودم کمی خستگی در کنی.از من خوشش اومد و باب صحبت باز شد.پرسید با این آب و هوای گرم شهر اوضاع آب و آبیاری درختان فضای سبز چطوره؟تشنگی که نمیخورید؟

گفتم بد نیست.کمبود آب که داریم و بعضی وقتا نوبت آبیاری ما درختا دیرتر میشه ولی چاره ای نیست.گفت اتفاقا من برای همین موضوع "مدیریت آب در فضای سبز شهری" اینجام.کیفش رو باز کرد و بسته سفید رنگی که شبیه شکر بود به من نشون داد. میگفت این بسته اسمش "سوپر جاذبه" و برای مناطق گرم وخشک کمک زیادی به آبیاری درختان و مدیریت آب میکنه...حرفش رو قطع کردم و گفتم بهتره قبل از اینکه بره دفتر فضای سبز صبر کنه تا شهردار بیاد و این محصول رو بهش معرفی کنه.....

مطمئن بودم که بحث آب و آبیاری درختان در فضای سبز از دغدغه های اصلی شهرداره و از طرفی او آدمیه که مایل به استفاده از تکنولوژی جدید و به قول خودش به روز در فضای سبز شهرداریه.یادمه که شهردار چند وقت پیش به مسوول فضای سبز میگفت "ما بیش از آنکه کمبود آب در فضای سبز داشته باشیم ضعف مدیریت بهره برداری از منابع آبی رو داریم."

واقعا هم همینطور بود.کمبود آب در مناطق گرم و خشک واقعیتی انکار ناپذیره ولی آیا ما از همین منابع موجود بهترین استفاده رو میبریم؟آیا از تکنولوژی و سیستم های نوین آبیاری بهره کامل رو میبریم؟از دانش جدید و امکانات تازه استفاده میکنیم یا هنوز به شیوه سنتی و بدون بهره گیری از ابداعات جدید علمی کار میکنیم؟

شهردار از راه رسید و دوست تازه من کاتالوگ "سوپر جاذب" رو در اختیار شهردار گذاشت.شهردار از خوندن چند سطر اول معرفی محصول خیلی خوشش اومد و اونو به دفتر خودش راهنمایی کرد تا مفصل صحبت کنن.من هم با رعایت امانت و با اجازه دوستم "سوپر جاذب" رو به شما معرفی میکنم:

  

معرفی سوپرجاذب

1- حیات به غذا وابسته است ، غذا به کشاورزی ، کشاورزی به آب . با توجه به خشکسالی های اخیر ، رشد جمعیت وکمبود آب توجه به استفاده بهینه از منابع آب و صرفه جویی در مصرف آب کشاورزی بر تمام مدیران و کارشناسان کشاورزی کشور نمایان گردیده است.

2- آب مهمترین عامل در تولید محصولات کشاورزی و تامین مواد غذایی است. از بین رفتن پوشش گیاهی بر اثر کمبود آب باعث بروز تغییرات آب و هوایی در کره زمین و گرم شدن هوا می گردد در این شرایط هر اقدامی در راستای صرفه جویی در مصرف آب و جلوگیری از هدر رفتن و آلودگی آن اهمیت حیاتی دارد .

کشور ما ایران سرزمینی کم آب و خشک است از میزان کل آب مصرفی بیش از 90درصد آن در بخش کشاورزی مصرف می شود که 65درصد این مقدار به شیوه های غلط آبیاری هدر می رود که بخشی از آن کودهای شیمیایی محلول را شسته و ضمن بردن آنها به عمق باعث آلودگی مقادیر ناچیزآبهای زیرزمینی می شود .

ازجمله راهکارهای مدیریتی که می توان در جهت استفاده بهینه از منابع آبی موجود مورد استفاده قرار بگیرد ، کاربرد مواد جاذب الرطوبت از جمله پلیمرهای آبدوست می باشد که این مواد علاوه بر قابلیت جذب آب ، اصلاح کننده خاک نیز هستند .

امروزه در اکثر نقاط ایران باغداران وکشاورزان با کمبود آب آبیاری وهزینه های بالای آبیاری مواجه هستند که در نهایت موجب بالا رفتن قیمت محصولات وکاهش عرضه وبرهم خوردن تناسب بین عرضه وتقاضا می شود. همچنین نبودن خاک مناسب در بیشتر زمینهای زراعی و باغها باعث پایین آوردن کیفیت محصول می شود . وجود این مشکلات در کشاورزی ، محققان وکارشناسان را بر این داشت تا محصول جدید با قابلیتهای فراوان تولید ودر اختیار کشاورزی قرار دهند.

ساختار سوپرجاذب

پلیمری آبدوست است با شبکه سه بعدی که قابلیت جذب و نگهداری متمایز زیاد آب و محلولهای آبی را دارد حتی اگر تحت فشار باشد . به طور کلی سوپرجاذب ماده ای خشک وبه طور معمول شکر مانند با توانایی جذب آب وبرخی مواد محلول به میزان چندین برابر وزن خود می باشد.

سوپرجاذب دارای 4مش (دانه بندی) مختلف می باشد که بر اساس توصیه کارشناسان بر حسب شرایط مختلف از قبیل نوع کشت ، بافت خاک ، شرایط اقلیمی و.... در اختیار کشاورزان وباغداران قرار می گیرد .

ساختار این مواد به گونه ای است که می توانند در شرایط یونی، فشار ، میکروارگانیسم های خاک ، چندین سال مانند یک مخزن، آب و مواد محلول را جذب ، نگهداری و بر حسب نیاز ریشه (بر اثر اختلاف فشار اسمزی ) در اختیار گیاه قرار دهند.

سوپرجاذب هرگز به مواد اولیه خود بر نمی گردد و واکنشهای این پلیمر به طور کامل غیر سمی است. این پلیمرها موادی آلی اند که در شرایط یونی و میکروبی خاک به آرامی تجزیه می شوند و سرانجام به آب، دی اکسیدکربن ، ترکیبات نیتروژن دار غیرسمی ازجمله آمونیاک تبدیل وبه ماده آلی خاک اضافه می شوند.

این پلیمرها خنثی وبی اثرند که مصرف آنها در کشاورزی و محیط زیست خطری در پی ندارد و ایمنی استفاده از آنها در خاک به وسیله وزارت کشاورزی ایالات متحده آمریکا، فرانسه وآلمان تایید شده است. سوپرجاذب ، نوع کشاورزی این پلیمرهاست که استحکام ژل حاصل از آن بیشتر بوده و چندین سال در خاک دوام می آورد.

نحوه عملکرد

سوپرجاذب عمل جذب و حفظ آب و انتقال آن را به ریشه بارها و بارها تکرار می کند.

سرعت جذب با اندازه ذرات سوپرجاذب نسبت عکس وبا دمای محیط تورم نسبت مستقیم دارد.

اگرچه نمونه های با ذرات درشت تر همواره سرعت جذب کمتری دارند اما ظرفیت جذب نهایی آنها هنگام تحت فشار بودن بیشتر از نمونه های ریز است، پس اندازه ذرات را درشت در نظر می گیرند تا تحت فشار خاک ظرفیت جذب بیشتری داشته باشند.

ازدست دادن آب سوپرجاذب فقط تحت شرایط مورد اشاره ذیل صورت می گیرد :

1. براثر اختلاف فشار اسمزی :  همین پدیده باعث می شود تا ریشه بتواند آب و محلولهای موجود را به بهترین نحو از سوپرجاذب دریافت کند.

2. تبخیر :  با توجه به این که سوپرجاذب در عمق حد اقل 10 تا 50 سانتی متری زیر خاک به کار می رود بنابراین آب ذخیره شده درون آن دچار تبخیر نمی شود.

مزایای استفاده از سوپرجاذب

بهینه سازی مصرف آب

تهویه بهینه خاک

اصلاح خاک و جلوگیری از فرسایش

افزایش قابل توجه کمی و کیفی محصول

افزایش تاثیر کود ها و آفت کشها

جذب حداقل رطوبت موجود در خاک

تحریک ریشه زایی در درختان

افزایش قوه نامیه بذر

امکان کشت در مناطق شیبدار و غیر قابل کشت

کاهش شیب افت رطوبت خاک پس از آبیاری اولیه

کاهش بسیار زیاد تلفات نهالکاری

ارتقا صفات مطلوب چمن از جمله :

افزایش شدت رنگ ، کا هش میزان پژمردگی ، افزایش تراکم ، افزایش پوشش د هی چمن

دوام وپایداری

شرکت تولیدکننده این محصول دوام عملکرد سوپرجاذب را در خاک حدود 5-3 سال ذکر کرده است که این زمان به بافت خاک ، شرایط اقلیمی ، دما ، وزش باد و... بستگی دارد .

پس از قرار گرفتن درخاک به علت تخریب شیمیایی و میکروبی سالیانه 15-10درصد از کارایی اولیه سوپرجاذب افت می کند

نکته:سوپرجاذب نباید در معرض آفتاب و روی سطح خاک قرار بگیرد زیرا بر اثر تخریب نوری و گسستگی سریع زنجیرهای پلیمری خواص جذبی خود را از دست می د هد .

اصلاح خاک

انقباض و انبساط پی در پی سوپرجاذب بر اثر جذب و از دست دادن آب باعث می شود تا تهویه خاک اطراف ریشه به خوبی انجام شده واصطلاحاً خاک پوک شود که خود فواید بسیار زیادی را به همراه دارد .

با توجه به اینکه خاکهای سبک توانایی ذخیره و نگهداری رطوبت کمی را دارند و خاکهای سنگین میزان رطوبت بالایی را در خود نگهداری می کنند اما رطوبت قابل استفاده گیاه در حدفاصل بین ظرفیت زراعی (f.c ) و نقطه پژمردگی دائم (p.w.p ) نسبتاً کم می باشد ، با اضافه کردن سوپرجاذب به خاک علاوه بر اینکه ظرفیت نگهداری آب در خاکهای سبک افزایش می یابد ، نفوذ پذیری آب نیز در خاکهای سنگین اصلاح شده و از میزان تبخیر آب در خاک کاسته می شود و در نهایت کارآیی مصرف آب آبیاری افزایش یافته و در مصرف آب صرفه جویی قابل ملاحظه ای می گردد. و همچنین از شویش و فرسایش خاک، این ثروت بزرگ جلوگیری نمود.

منافع اقتصادی کاربرد سوپرجاذب

با استفاده از سوپرجاذب شیوه نوینی از آبیاری ارائه شده که با توجه به موارد فوق منافع اقتصادی آن بشرح ذیل می باشد:

1-سوپرجاذب در مناطق خشک با ذخیره آب و در اختیار قرار دادن آن به طور تدریجی و در مناطق مرطوب مانند شمال کشور که دسترسی به آب شیرین با EC مطلوب هزینه بالایی دارد باعث کاهش دفعات آبیاری شده و موجب کاهش هزینه نهایی تا 50 درصد می شود.

2- استفاده از سوپرجاذب موجب می شود تا ریشه گیاه همواره در مجاورت رطوبتی مطلوب بوده در نتیجه محصولی با افزایش کمیت ( حدود 20-10 درصد) و کیفیت بیشتر تولید شود و در نهایت باعث افزایش درآمد حاصله می گردد.

- سوپرجاذب از سویی با جذب بیشتر کودهای ارگانیک ، شیمیایی محلول در آب و همچنین سموم و آفت کشها از هدر رفت آنها به طور چشمگیری جلوگیری می نماید و در نتیجه کاهش قابل ملاحظه ای (بین 50-30 درصد) در مصرف این مواد ایجاد میکند . از سوی دیگر در پی جذب این مواد و نگهداری آنها درون خود ضمن آن که تمامی این مواد را بنا به نیازگیاه در اختیار ریشه قرار می دهد از انتشار آنها در محیط و ایجاد آلودگی  مقادیر ناچیز آبهای زیر زمینی جلوگیری می نماید.

4- سوپرجاذب با ایجاد پیوستگی بین ذرات خاک از فرسایش آن به ویژه در مناطق شیبدار جلو گیری کرده و باعث ایجاد و امتداد این ارزش افزوده طی سالیان متمادی در جهت حفظ خاک ، این ثروت بزرگ میشود.

5- استفاده از سوپرجاذب در کشاورزی در مقایسه با انواع روشهای سنتی و پیشرفته آبیاری مانند قطره ای و بارانی به دلیل حداقل سرمایه گذاری اولیه مقرون به صرفه تر می باشد.

نتیجه

بنابراین استفاده از سوپرجاذب به تنهایی یا در کنار سایر روشهای آبیاری در صورتیکه به نحوه صحیح به کار رود و ادامه یابد این توانایی را دارد که زمینهای خشک و غیر قابل کشت کشورمان را با کمترین هزینه از خشکسالی نجات دهد و همچنین تحولی عظیم در کشاورزی و اقتصاد کشاورزان شریف و کلیه مراکز و سازمانهای حفظ و نگهداری منابع طبیعی و فضای سبز کشور ایجاد کند.

                                   "سبز باشید و سبز بیندیشید."

نویسنده : محسن باریکرسفی ; ساعت ۱:۱۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳ امرداد ،۱۳۸۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ ادامه زندگینامه درخت کاج 30 ساله..................

سلام!من درخت کاج سی ساله در محوطه ورودی شهرداریم که مشغول نوشتن اوضاع و احوال زندگی خود هستم:امروز بعد از ظهر حدود ساعت 6 عصر بود که دیدم تعدادی از مدیران ارشد و میانی و مدیرعامل سازمانهای وابسته شهرداری در محوطه ورودی شهرداری جمع شدن و پس از کمی گپ و گفتگو وارد ساختمون شهرداری شدند.کنجکاویم گل کرد و از نگهبان در ورودی پرسیدم چه خبره؟ گفت یه سمینار در سالن کنفرانس برگزار میشه و تمام مدیران و از جمله خود شهردار هم در این سمینار شرکت میکنن. ادامه دادم تا فهمیدم سمینار "مدیریت خصوصی سازی" در بخشهای دولتی در ادامه اجرای اصل 44 قانون اساسیه..........

کلمه "خصوصی سازی" رو که شنیدم آهی از ته دل کشیدم.آخه من خاطره بدی از این خصوصی سازی در فضای سبز دارم:چند سال پیش در زمان مدیریت یکی از شهرداران قبلی تصمیم گرفتن بخشی از فضای سبز رو به بخش خصوصی واگذار کنن.تعدادی از پارکهای سطح شهر رو برای شروع کار انتخاب کردن که در آنها تعدادی از دوستان من از جمله درخت زبان گنجشک و سرو شیراز هم زندگی میکردن و من از اوضاع و احوال اونها با خبر بودم.هر روز که از واگذاری این پارکها میگذشت شرایط بد وبدتر میشد تا جایی که خبر مرگ درخت سرو شیراز رو از زبان گنجشک شنیدم .بیچاره از تشنگی و بیماری مرده بود.

داستان از این قرار بود که پیمانکاری که برای نگهداری این پارکها انتخاب کرده بودند آدمی بازاری بود که از بخت بد روزگار ورشکسته شده بود و برای اینکه دوباره روی پای خودش بایسته اومده بود و کار نگهداری پارکهای سطح شهر رو تحویل گرفته بود.نه تخصص و تجربه ای داشت و از همه مهمتر نه پول و سرمایه ای برای هزینه کردن.نتیجه کار هم پس از یک سال معلوم بود.باید میبودید و مشاهده میکردید که چه بر سر پارکها اومد تا جایی که مجبور شدن دوباره نگهداری از پارکها رو به خود فضای سبز شهرداری برگردونن و دوباره از نو پارکها رو سر وسامون دادن و هزینه زیادی به هدر رفت.

کارگران زیادی در این جریان با کاهش میزان دریافت حقوق و تعویق در زمان گرفتن حقوق و مزایا مواجه شدن.بعضی بیکار شدن و این مسایل بر کیفیت کار آنها تاثیر گذار بود و در نهایت فضای سبز پارکها و درختان و گلها و چمن ها آسیب دیدند.بالاخره مسوول وقت فضای سبز به داد پارکها رسید و آنها را نجات داد.

خاطره تلخی بود که امروز با شنیدن خبر این سمینار برای من زنده شد.تصمیم گرفتم با شهردار صحبت کنم و در مورد بحث "خصوصی سازی" و "واگذاری امور فضای سبز به بخش خصوصی" صحبت کنم. داستان واگذاری چند سال پیش رو برای شهردار تعریف کردم:

جناب شهردار!

بی شک با گسترش محدوده شهر و توسعه دامنه کار خدمات شهری انجام تمام این امور به تنهایی از عهده بخش دولتی و از جمله شهرداری بر نمیاید و واگذاری بعضی از کارها به بخش خصوصی اجتناب ناپذیر است.فضای سبز شهری هم از این قاعده مستثنی نیست و میتوان بخش عمده ای از کار فضای سبز اعم از توسعه وایجاد فضای سبز و نگهداری آنرا را به بخش خصوصی واگذار کرد اما نکات مهمی در این مورد وجود دارد که بی توجهی به آنها تکرار گذشته تلخ برای فضای سبز شهر خواهد بود:

*در کار فضای سبز با موجود زنده سر و کار داریم و حساب کار با نظافت و جمع آوری زباله تفاوت زمین تا آسمان است.

*کار فضای سبز کاری تخصصی میباشد که دانش و تخصص کافی در کنار تجربه ارزشمند عوامل فضای سبز همانند دو بال آنرا به پرواز در می آورند و  با مقوله کشاورزی و رعیتی تفاوت دارد.

*بی شک در انجام هر کاری هدفی داریم: در واگذاری فضای سبز به بخش خصوصی به دنبال کاهش هزینه ها به میزان لازم- نه در پایین ترین حد- و کاهش تصدیگری دولتی هستیم.برای انجام هر کار هزینه ای لازم است.هزینه های اضافی را باید حذف کرد نه آنکه تا میتوانیم میزان هزینه کردن را کم کنیم.

*بخش خصوصی امتیازاتی دارد که در بخش کهنه و فرسوده دولتی مشاهده نمیکنیم.در  بخش دولتی ریخت و پاش هزینه ها بالاست ولی بخش خصوصی تا ریال خود را هم دقیق در نظر میگیرد به عبارتی دیگر دلسوزی در بخش دولتی آن طور که باید وشاید دیده نمیشود.کاهش تصدیگری دولت و بهره گیری از توانمندی بخش خصوصی....

*قبل از واگذاری فضای سبز باید مطالعات کامل انجام و تمام جوانب کار بررسی شود:محدوده مورد نظر جهت واگذاری با ذکر مشخصات کامل تعریف شده باشد.نقشه محدوده با ذکر دقیق جزییات در اختیار باشد.

*سازمان پارکها وفضای سبز تمام تجربیات و اطلاعات خود را به صورت مکتوب در زمینه واگذاری در اختیار اداره پیمان و رسیدگی- که مسوول انعقاد قرار داد واگذاریست-بگذارد و اداره پیمان هم از تمام این موارد در قرارداد بهره بگیرد.به عبارت دیگر میان واگذاری یک پارک و تنظیم قرارداد آن با قرارداد جمع آوری زباله تفاوت زیادی قایل شویم.

*پس از واگذاری فضای سبز آنرا به حال خود و به دوش پیمانکار رها نکنیم."نظارت" بر کار پیمانکار با ارایه گزارشهای دقیق روزانه انجام شود .لحظه ای غفلت یا شفقت مساوی با مرگ فضای سبز است.

*از تجربه شهرداریهای شهرهای بزرگ بویژه تهران در واگذاری فضای سبز شهری به بخش خصوصی بهره کامل را ببریم.

*در انتخاب پیمانکاران فضای سبز دقت کنیم و از افراد قوی با سابقه کار بالا دارای کادر متخصص -حداقل یک کارشناس فضای سبز در مجموعه شان- با رتبه بندی بالا و سرمایه کافی استفاده کنیم.یک پیمانکار ضعیف که سرمایه کافی و توان پرداخت حقوق نیروهای خود را ندارد هیچگاه نمیتواند در نگهداری فضای سبز موفق باشد و دلش از خشک شدن درخت و چمن و گل نخواهد سوخت. 

شهردار که با حوصله تمام حرفهای مرا گوش داد دستی بر تنه من کشید و به سمت سالن کنفرانس حرکت کرد..........

                                   سبز باشید وسبز بیندیشید.

نویسنده : محسن باریکرسفی ; ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۱ امرداد ،۱۳۸۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ ادامه زندگینامه درخت کاج 30 ساله............

دوستان سلام!شما ادامه داستان زندگی من -همون درخت کاج سی ساله در محوطه ورودی شهرداری- رو میخونید:

امروز صبح شاهد مشاجره لفظی انباردار فضای سبز شهرداری با مسوول خرید کارپردازی شهرداری بودم.واحد کارپردازی همونطور که از اسمش پیداس مسوولیت خرید اقلام و کالاهای مورد نیاز تمام واحد های شهرداری رو بر عهده داره که البته این یکی از وظایف این واحد میباشد.انباردار اداره پارکها و فضای سبز شهرداری هم پس از طی مراحل اداری وسایل مورد نیاز فضای سبز رو از انبار مرکزی شهرداری تحویل میگیره و پس از بردن آنها به انبار فضای سبز بر حسب نیاز آنها را تحویل مسوولین نواحی فضای سبز میکنه تا در نهایت به دست کارگران فضای سبز میرسه از جمله این اقلام بیل-بیل دسته-قیچی باغبانی-دستکش-بیلچه-شیلنگ-سمپاش-ماشین چمن زن.....میباشد.

مشاجره این دو نفر از آنجا شروع شد که انباردار فضای سبز از کیفیت قیچی های خریداری شده توسط کارپردازی ناراضی بود و میگفت که پس از مدت کوتاهی میشکنند و کارایی لازم را ندارند.او یک نمونه قیچی به مسوول خرید نشان میداد که از کارایی آن بسیار راضی بود و خرید تعدادی از آنها را پیشنهاد میداد ولی مسوول خرید کارپردازی قبول نمیکرد و کوتاهی کارگران را در نگهداری از وسایل خریداری شده دلیل خراب شدن آنها میدانست...........دعوای آنها ادامه داشت و هیچکدام از موضع خود کوتاه نمی آمدند و هر کدام به راه خود رفتند.

فرصت رو غنیمت شمردم و منتظر اومدن شهردار شدم تا در این مورد باهاش صحبت کنم.شهردار از راه رسید.قبل از اینکه از در ورودی ساختمون رد بشه صداش کردم و مثل روزهای گذشته باهاش درد دل کردم:

جناب شهردار!همونطور که اطلاع دارید واحد کارپردازی شهرداری تحت امر شما مسوول خریدی داره که زحمت تهیه تمام اقلام مورد نیاز شهرداری رو بر عهده داره.از خرید قلم و کاغذ برای امور اداری گرفته تا آجر و سیمان برای واحد عمران.روغن و بنزین و لاستیک برای واحد موتوری شهرداری و انواع لوله و شیر فلکه و اتصالات آبرسانی برای واحد تاسیسات تا شیلنگ و سمپاش و ماشین چمن زن برای سازمان پارکها و فضای سبز.........

گلایه ای که یک نمونه از اون رو امروز هم شاهد بودم و در طول سی سال عمرم در واحد فضای سبز میبینم اینه که وفتی این وسایل به دست کارگران فضای سبز میرسه اونها از کیفیت این ابزار و آلات ناراضی هستن و پس از مدت کوتاهی دوباره تقاضای خرید وسایل جدید میکنن...........

بی شک کار فضای سبز کاری تخصصی میباشد و وسایل مورد استفاده در اینکار ویژگیهای خاص خود را دارند که در عمل با مقایسه مثلا دو نمونه قیچی به راحتی تاثیر کیفیت خوب یک نمونه قیچی در کار مشخص میشود.نمونه دیگر ماشینهای چمن زنی هستند که با کمی جستجو میتوان مارکهای بسیار خوب با عمر مفید بالا را خریداری کرد.کمترین فایده این توجه کاهش هزینه های خرید وسایل مورد نیاز است بویژه برای فضای سبز که درآمد زایی خاصی ندارد و برای نگهداری آن هزینه زیادی بر شهرداری تحمیل میشود.

بد نیست برای خرید وسایل مورد نیاز در فضای سبز از تجربیات کارگران- که به طور مستقیم در ارتباط با این وسایل هستند -بهره گرفت.مسوولیت خرید ابزار آلات مورد استفاده در فضای سبز با کارپرداز و مسوول خرید واحد فضای سبز باشد و یا حداقل مطابق نظر مسوول فضای سبز توسط کارپرداز شهرداری انجام شود .مسوول فضای سبز لیست وسایل مورد نیاز واحد خود را با ذکر مشخصات خاص آنها اعم از نام شرکت تولید کننده و مارک و برچسب آنها به کارپردازی ارایه دهد و کارپردازی هم خرید را مطابق مشخصات داده شده انجام دهد.بی شک به جای آنکه در طول یک سال سه تا چهار بار خرید یک نوع وسیله را داشته باشیم یکبار ولی با کیفیت عالی خریداری کنیم.

                             ******************************

                                     سبز باشید و سبز بیندیشید.

 

نویسنده : محسن باریکرسفی ; ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٠ امرداد ،۱۳۸۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک

← صفحه بعد